سلام، بارش چنین برف سنگینی اونهم بصورت مداوم طی چند روز در تهران سابقه نداشته حداقل تا اونجا که من یادم هست سابقه اش به بالای بیست و پنج، شش سال میرسه.

واقعا" حیف بود که نرم بیرون و از این مناظر زیبای شهر عکس تهیه نکنم. از مدتها پیش هم این خیال رو داشتم که برای سایت شما - که یکی دو ماهی هست باهاش آشنا شدم - مطلبی ارسال کنم. خب چی از این بهتر، حالا که سر کار نرفتم، برم تو شهر و یکسری عکس تهیه کنم. حدود ساعت ده و نیم صبح بود که رفتم بیرون.

اما توی راه آقای راننده تاکسی همه اش از برف حرف می زد، او می گفت : "یادش بخیر اون قدیم ها برف زیاد می آمد، ما هم مثل این بچه ها صبح منتظر بودیم از رادیو بشنویم که مدرسه ها تعطیل شدن ... بعدش بابامون می رفت پشت بوم و برف ها رو پارو می کرد، چون اگر اینکار رو نمی کرد سقف خونمون باز می آمد پایین یا آب از سقفش چکه چکه می کرد، آخه اون قدیم ها سقفها کاه گلی بودند. یادم نمیره گاهی اوقات مجبور می شدیم نصف شب بریم و روی پشت بوم نایلون پهن کنیم که مبدا تا صبح سقف بیاد پایین."

آقای راننده تاکسی همینطور اضافه کرد که : "همه در و همسایه برفهای پشت بوم رو می ریختند تو کوچه و اونجا کود می شد، بطوری که دیگه جای عبور و مرور نبود." می گفت که : "این برفها حتی تا اردیبهشت هم می موند تو کوچه ها و البته دیگه کم کم سیاه می شد."

در هر صورت اینها گوشه ای از صبحت های یک راننده عزیز تاکسی حدود 45-40 سال بود. من هم ساعت 12 برگشتم آخه خیابان ها بسیار خلوت بود. امیدوارم که خدواند هرگز نعمت های خودش رو از ما ایرانی ها دریغ نداره.


تهران - سه شنبه - 20/11/83


       
از کارکنان همیشه زحمتکش شهرداری   سالهاست که خیابانهای وسط شهر چنین برفی را ندیدند   برف سنگین، ایستگاه اتوبوس خالی در خیابان ولیعصر   اینهم بیلبورد ایکات در بزرگراه مدرس نبش میرداماد  
 
       
پیچ بزرگراه حقانی به مدرس، کمی جلوتر حتما" پلیس وایساده   ساعت خوشرنگ تقاطع میرداماد و شریعتی   درختان زیبای از برف سنگین شده در خیابان میرداماد   ضلع شمال غربی میدان مادر  
 
       
تابلو تبلیغات هیتاچی نبش میرداماد ولیعصر   حدود ظهر خیابان میرداماد، خلوته خلوت   به تابلو توقف ممنوع توجه کنید، برفیه برفیه!   عبور بدون دغدغه از خیابانهای خلوت امروز تهران  
 
       
یک ماشین قدیمی خیلی باحال   ابتدای جهان کودک از جنوب، خیلی خلوته   برف پارو می کنیم، برفیه برف   پی - او ، یعنی کنترل دست پلیس است  
 
       
مرد متفکر و نشسته ، ورودی پارک ساعی   مردم در انتظار وسیله نقلیه ، میدان ونک   کار و مدرسه تعطیل همه بریم برف بازی   این همه برف اونم نه در بالاهای شهر  
 


(با تشکر از آقای حمید فهیمی که این مطلب بسیار زیبا را برای ما ارسال داشتد.)