و اما باز یکسال گذشت و نورزی دیگر آمد
جند روزی بیشتر به آغاز سال جدید نمانده است و با احتساب اینکه امسال ماه اسفند 30 روز است، یک روز بیشتر وقت داریم تا به کارهای عقب افتاده رسیدگی کنیم و به اعمال و رفتار سال گذشته خود بیاندیشیم. شاید هم بد نباشد کمی از این وقت اضافه - هر چهارسال یک بار- را به خواندن مطلبی درباره نوروز اختصاص دهیم؟
کمی در باب پیدایش
در ابتدای دوران هخامنشی، ایرانیان از تقویمی استفاده میکردند که احتمالا تقویم مورد استفاده آریاییان نیز بوده است. اما در زمان داریوش اول، تقویم اوستایی جانشین این تقویم شد که آن هم دارای دوازده ماه سی روزه بود و از آنجایی که هر سال 365 روز و چند ساعت است، پنج روز آخر هر سال در تقویم اوستایی "پنجه" نامیده میشد و هر روز آن به نام یک فرشته نام گذاری شده بود که مجموع آنها نمادی از نیاکان ایرانیان بود.
در آن زمان این پنج روز بخشی از جشن و سرور فروردین یا نوروز محسوب میشدند که قبل از هرمزد، اولین روز سال و روز مهمترین جشن ایرانیان بود.
سال نو ایرانی از آن زمان تا کنون در روز بیداری زمین از خواب زمستانی و شکوفایی طبیعت آغاز میشود. زمانی که بی رنگی به سبزی مبدل میشود و درختان غرق برگ و شکوفه اند، پروانه ها پرواز میکنند و پرندگان میخوانند...
در دوران باستان، نوروز در سراسر سرزمین ایران جشن گرفته میشد که سرزمینهای افغانستان، ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، عراق و حتا در زمانی مصر، را در بر میگرفت.
امروز هم پس از فروپاشی نظام کمونیستی، در این کشورها و در بسیاری از ممالک دیگر از جمله آمریکا، بریتانیا، آلمان و فرانسه،که در آنجا اقلیت ایرانی نسبتا بزرگی وجود دارد، عید نوروز جشن گرفته میشود.
پیشواز عید
قدیم ترها، در بیست روز آخر هر سال بوی بهار در کوچه و بازار و خانه میپیچید و تهیه و تدارک عید نوروز آغاز میشد. پدر و مادرها به فکر تهیه لباسهای نو برای بچه ها بودند و بازار رنگ و روی تازه ای به خود میگرفت. بساط چانه زدن و معاملات خرد و کلان به راه بود و دل کودکان از شادی عید و عیدی و تعطیلی میتپید.
پنج روز آخر اسفند هم به "خانه تکانی" اختصاص داشت که در آن اعضای خانواده به غبار روبی و پاک کردن دیوارها از سیاهی زمستان – که حاصل وسایل گرمازای قدیمی بود- شستن فرش و لباس و پرده و سفید کردن دیوارها میشدند. در باغچه گل میکاشتند و آب حوض را عوض کرده و گلدانها را دور و بر آن میچیدند.
خوراکیهای عید و شیرینی و آجیل تهیه میشد و همه خود را آماده دید و بازدید میکردند. به خصوص تهیه شیرینی های خانگی مانند نان نخودچی، باقلوا ، توت و سوهان عسل از اهمیت زیادی برخوردار بود چرا که هم هنر خانم خانه را نشان میداد و هم به امید شیرین کامی و خوش بختی تهیه میشد.
حاجی فیروز و پیام آوران شادی
در یکی دو روز مانده به عید، سر و کله حاجی فیروز پیدا میشد که به منظور شاد کردن مردم و کسب درآمدی مختصر، صورت خود را سیاه میکرد و با یک دایره زنگی در کوچه و خیابان به خواندن و رقصیدن میپرداخت و بابت آوردن خبر نوروز، از کسبه و اهل محل دست خوشی دریافت میکرد. از جمله اشعار معروف حاجی فیروز اینها هستند:
حاجی فیروزه- بله – سالی یه روزه – بله
ارباب خودم سلام و علیکم، ارباب خودم سرتو بالا کن
ارباب خودم اخماتو واکن
ارباب خودم بزبز قندی، ارباب خودم چرا نمی خندی
حاجی فیروزه- بله – سالی یه روزه – بله
این پیام آوران نوروز در هر منطقه از ایران وجود داشته اند و با اسامی متفاوت و شیوه های مختلف فرا رسیدن نوروز را اعلام میکردند. مراسم ناریناركه، تكم اویونی، غولی بانی و مراسم كوسا و گلین چند نمونه از معروفترین رسوم مژده دهنده نوروز هستند که متاسفانه تعداد زیادی از آنها به فراموشی سپرده شده اند. مراسم میر نوروزی از قدیمی ترین این آداب است. (ادامه دارد ...)
از سحر شهاب
مطالب مرتبط :
میر نوروزى، مردبگیران و ...
نوروز در راه است
از قاشق زنی تا فال کوزه
چهارشنبه سوری و قصه بابا خارکن
چهارشنبه سوری، رسم زیبای رو به تباهی
نوروز و تخت جمشید
نوروز در خارج از مرزهای ایران
- سال نو مبارک . . . سال پر از نشاط و شادابي برايتان آرزو مي کنم